أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)
406
تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")
پيدايش مطوّفين به نظر مىرسد به دليل آن كه چراكسه عربى نمىدانستند و در عين حال تمايل به انجام اعمال با ابهت تمام و شكوه فراوان داشتند ، ترجيح مىدادند اعتماد بر كسانى كنند كه به آنان كمك و خدمت كرده ، به مشاعر حج آگاهشان كند و دعاها را براى آنان بخواند « 1 » و اين ، عامل پيدايش كار مُطوّفى در مكه بود . در منابع آمده است كه سلطان قايتباى در سال 884 براى انجام فريضهء حج به مكه آمد . بايد دانست كه از ميان سلاطين چركس كسى جز او حج نگزارد . در آن وقت ، قاضى ابراهيم بن ظهيره براى طواف دادن او پيشقدم شده ، دعاها را به او تلقين مىكرد . مورّخان در حدّى كه من از تواريخ مكه خواندهام ، پيش از اين قاضى ، از كار مطوّفى ياد نكردهاند . از جملهء مطالبى كه قاضى در بارهء روايتش از حج قايتباى آورده آن است كه در آن وقت امير مكه كسى را به نيابت از خود براى استقبال از قايتباى به منطقهء حوراء - نزديك املجِ ينبع « 2 » - فرستاده ، در آنجا سفرهاى عربى براى سلطان پهن كردند كه در آن انواع حلواهاى عربى بود . سلطان كه از آن شگفت زده شده بود ، از نام آن پرسيد . به او گفته شد ، نامش « كُل و اشْكُر » « بخور و شكر كن » است . « 3 » اين حكايت نشان از توجهآنان بهسفرهها و ترتيب دادن انواع آنها در اين دوره دارد و نامگذارى ، آن هم به نامى كه گفته شد ، منعكس كنندهء عواطف و احساسات
--> ( 1 ) . الإعلام ، قطبى ، در حاشيهء خلاصة الكلام ، ص 158 . ( 2 ) . آثار باقى مانده آن از املج در سمت شمال هست و چنين مىنمايد كه املج روى ويرانههاى الحوراء بنا شده است ، شايد اين نام ، مربوط به بندر حوراء و قريهاى كه در كنار آن قرار داشته ، بوده است . ( 3 ) . الإعلام ، قطبى ، ص 153 ؛ شرح تفصيلى اين سفر را ايضا بنگريد در : منائح الكرم ، ج 3 ، صص 86 - 93 . « ج »